خبرنگار:با سلام خدمت شما بینندگان محترم امروز بعد از حدوددوماه از اشوب های خیابانی پس از انتخابات ریاست جمهوری به سطح شهر اومدیم تا نظرهموطنان عزیزمون را درباره ی این جریانات جویا بشیم
خبرنگار:سلام لطفا نظرخودتون را درمورد جریان های اخیر بیان کنید
شهروند:بنده هم سلام عرض می کنم امیدوارم حالتون خوب باشه .پدرمادروهمه اقوام واشنایان حالشون خوب باشه.درمورد سوالتون باید عرض کنم بنده به شدت این اشوب ها راکه از جانب شوروی وامریکاوالمان شرقی والمان غربی وصدام وخانوم تاچر واقای ریگان تقویت می شد را محکوم می کنم امیدوارم خدا همه ی اونها را نابود کنه که دست از جوونای مابرنمی دارن.
خبرنگار:متشکرم(ببخشید حاج خانوم دیگه شوروی والمان شرقی وغربی وجود نداره وصدام هم اعدام شده واقای ریگان وخانوم تاچر هم هیچ مسئولیتی ندارند)
.
.
.خبرنگار:بینندگان عزیز خدمت یکی دیگه از شهروندان عزیز میریم ونظرایشون رو جویا می شیم
خبرنگار:سلام قربان.می خواستم نظرشمارادرمورد اشوب های اخیر بدونم .
شهروند:کدوم اشوب ها عزیز؟
خبرنگار:اشوب های بعد ازانتخابات ریاست جمهوری امسال؟
شهروند:مگه امسال انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد؟
خبرنگار:بله خردادماه امسال که اقای دکتر احمدی نژادمجددا به ریاست جمهوری انتخاب شدند
شهروند:مگه قبلا هم احمدی نژاد رییس جمهور بود؟
خبرنگار:متشکرم بیشتر ازاین مزاحم شما نمی شوم.
شهروند:بابا چه مزاحمتی تازه داشتیم حال می کردیم
.
.
.
خبرنگار:سلام اقا.شما جریان های سیاسی کشوررادنبال می کنین؟
شهروند:بله .وظیفه هرشهروند تحصیلکرده وعاقلیه .
خبرنگار:نظرتون درمورد اشوب های خیابانی بعد ازانتخابات چیه؟
شهروند:بنده به شدت این جریانات رامحکوم می میکنم وخواستار ان هستم که مسببین اصلی این جریان رامحاکمه وبه اشد مجازات محکوم کنند.علی الخصوص سعید حجاریان ومحسن صفایی فراهانی.
خبرنگار:چرا بیشتر این دوتا؟
شهروند:چون چندین بار که من ازخیابون ولیعصررد می شدم شاهد بودم که این سعید حجاریان محکم سنگ زد وشیشه ی بانک....ومغازه ی موبایل فروشیه دوستمو شکند ویه بار هم با سنگ زد سر یه سرباز بدبختو شکند که مجبور شد 16تا بخیه بزنه در ضمن یه بار هم باچشم خودم دیدم(کوربشه جفت چشمام اگه دروغ بگم)که لاستیک ماشین اورد واونارااتیش زد اتفاقا همین جا کناراون کیوسک بود.درضمن ازاونجایی که بنده درزمان ریاست صفایی فراهانی برفدراسیون فوتبال توپ جمع کن کناززمین فوتبال بودم شاهد بودم که بعد ازیه مدتی توپ هایی که می بایست بدن تا تیم ها بازی کنن کم شد نگو ناکس اون توپ ها را تو خونش انبار کرده بود ودرجریان این اشوب ها با یه کامیون اومده بود کنارچهارراه ولیعصرایستاده بود وبه هر جوانی که رد می شد گفته بود اگه برعلیه دکتر احمدی نژاد وانتخابات شعاربده ودرراهپیمایی واشوب هاشرکت کنه یه دونه توپ فوتبال درجه یک می ده بماند که به بعضی ها هم یه دست لباس ورزشی وکفش استوک هم می داد.به همین خاطره که می گم باید این نامردها رابه اشد مجازات رسوند.دیگه عرضی ندارم.وازاینکه به من وقت دادین تشکر می کنم.
خبرنگار:نظرهموطنان عزیزمون رو دونستیم حالا از همه ی مسئولین امر می خواهیم تا مسببین اصلی این امررا که همون اقایان موسوی ،کروبی وخاتمی را محاکمه نموده وبیخود وقت خودشون را با محاکمه ی عوامل درجه دو وسه نگیرن واین امر را نیز باید گوشزد کنم که اگر جریان محاکمات را دنبال کرده باشید محققا نتیجه دادگاه به لزوم محاکمه افراد یاد شده ختم می شود.
باتشکر ازاینکه به گزارش ما توجه کردین.اینک شما را به ......
+
نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 14:1  توسط مهدی داداشی-مائده باقری
|
یکی از موضوعاتی که همیشه واز کوچیکی ذهن منو به خودش مشغول می کرده وهنوزهم درزمین ذهنم وخاطرم جولان می ده کثرت قران خواندن درماه مبارک رمضانه.به خداقصدتوهین به کسی را ندارم واینی که می نویسم فقط حرف دلمه اگه ریا نباشه خود من هم روزه می گیرم، درماه مبارک رمضان قران می خونم و... خدای متعال توسط حضرت محمدکه جان من فدای اون بادقران را بربشر نازل کرد واون طوری که خودش درقران می فرماید(مفهوم کلام) :ماقران رانازل کردن تاانراخوانده وبرای زندگی خود از ان پند وعبرت بگیرند.درسرتاسر ایه های قران برای بشردرس وحکمتی وجود داردکه با درک صحیح وتعمق دران می توانیم اوضاع زندگیمان رابهبودببخشیم.انسان زمانی می تواند چیزی را بفهمد ودرک کند که ازمفهوم ان اگاهی داشته باشدیعنی زبان انرا بداند .حال که نمی داند باید برای فراگیری ان بکوشد.من مکررا می بینم که افراد تنها قران را روخوانی می کنند وبا هم مسابقه می ذارن که مثلاامروز یه جزءراخواندم یا امسال می خواهم دوبار ختم قران داشته باشم بدون اینکه وقت برای درک مطلب قران بگذارد پس بهتر نیست عوض اینکه روزی فلان مقدارایه یا سوره خوانده شود تا دررقابت روخوانی کم نیاوریم یک ایه یا یک جمله از قران را بخوانیم ولی باترجمه ی ان ودران هم تعمق کنیم وتفسیر قران رابخوانیم به خدا این کار با هدف نزول قران نزدیکتر است. درضمن این کارباعث می شود تا حداقل با زبان عربی بیشتر اشنا شویم تا جدای از اینکه حلاوت وزیبایی زبان عربی را درک کنیم به یک زبان پر طرفدار دنیای امروزنیز اشنایی پیدا کنیم تازمانی که یه نفر عرب زبان را دیدیم یا به یکی از کشورهای عربی مسافرت کردیم بامشکل برقراری ارتباط مواجه نشیم.
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 13:13  توسط مهدی داداشی-مائده باقری
|
امروزاخبارساعت دوبعدازظهرجلسه دادگاه متهمان واشوبگران حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری بود.این خبربیشترروی سعیدحجاریان ودفاعیاتش که توسط یه نفر دیگه قرائت شده بود مانورداد.وضعیت حجاریان وحالت جسمیش وذهنیتی که از گذشتش داشتم بی اختیار منو به یاد دکترفاطمی وزیر امورخارجه دولت دکتر مصدق انداخت.یه سری شباهت هابین این دونفر وجود داره که توجه به اونا خالی ازلطف نیست.
- 1)هردوتای اونالیدرفکری وتئورسین یه جریان مهم سیاسی بودن.دکتر فاطمی طراح جریان ملی کردن صنعت نفت بود وحجاریان یکی از طراحان اصلی جریان اصلاح طلبی درایران.
- 2)هردوتای اونااز هوش وفراست بالایی برخورداربودن که خیلی خوب تونستن خوشونو به طبقات بالای قدرت سیاسی نزدیک کنن.
- 3)هردوتای اونا زمانی که درمسند کاردولتی بودن به نوعی باروابط ایران درمحیط بین المللی سروکارداشتن.دکترفاطمی وزیرامورخارجه ایران بودوحجاریان مسئول واحدبین الملل وزارت اطلاعات ایران دراوایل انقلاب بود.
- 4)هردوسابقه کار مطبوعاتی داشتند.
- 5)هردوتا به دست دوجوان که ویژگی مذهبی رادیکال داشتندترورشدندکه البته هردوتانافرجام بود.
- 6)هردوتا مورد حمایت جدی روسای دولت موردهمکاریشان بودند.
- 7)هردوتا تحت عنوان براندازی حکومت دردادگاه محاکمه شدند.
- 8)هردوتا درحالی دردادگاه محاکمه شدند که بیمار بودند.
- 9)هردوتا درحالی.....
تاریخ چه قدرزیبا تکرار می شود .هفت روز پیش 28مردادبود.کودتا...دادگاه....تنفی.....
+
نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 18:25  توسط مهدی داداشی-مائده باقری
|
سلام دوستان خيلي وقته كه وبلاگموبه روز نكردم .دليل كم كاري را قبول ندارم به خاطر اينكه چند ماهه پرمشغله را پشت سرگذاشتم.براي ايام انتخابات سرم خيلي شلوغ بود.متاسفانه كانديداي مورد نظرم راي نياورد.به هر دليلي من كاري ندارم.يه كار تحقيقي درمورد دموكراسي انجام دادم كه به مرحله تايپ كردن رسيده.به لطف خدا وكالت قبول شدم .چون بايد مصاحبه ي حضوري هم انجان بدم اين روزها سخت دارم مي خونم.اخر اين ماه عروسيمه از همه ي دوستان نزديك براي عروسيم دعوت مي كنم.اميدوارم جواين روزهاي ايرانم اروم بشه .
+
نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 19:48  توسط مهدی داداشی-مائده باقری
|
اندرمزایای کلاهبرداری...
کلاهبرداری راجهت محاکمه نزدقاضی القضات شهرحوالت داده بودند،مردمان راکه از شدت درد والم مالشان سخت دل تنگ آمده بودانواع واقسام بدوبیراه ولیچار رانثارآن ناخلف بخت برگشته نمودندوقراولان نیزباتعب کثیرآن نادره ی دوران رادرپیشگاه محکمه حاضرنمودند،کوتاه زمانی بعد،مردی پاک طینت وپاک سرشت برهمگان نزول اجلال نمودودرمعیت وی دومستشارنیزهم مسیرگشتند،بودامدعی العموم که علایم غیض ازچهره ا نموداربودکیفرخواست راقرائت نمودواقدامات ابتدایی وتفهیم اتهام صورت گرفت ودراین هنگام قاضی القضات بامتانتی زایدالوصف وبه دورازهرگونه جانبداری آن لعین البلایا آن فاعل ذنوب آن دشمن قلوب آن کافرمسلمان نما آن کلاهبرداربی وفارافراخواندتااگردفاعی داردازخودبه عمل آورد.کلاهبردارشگم گنده ی صورت ورقلمبیده یریش سه تیغ کرده با کمال آرامش ولبخندی عاقل اندرسفیه گونه به حضاربادوپشته وپوشه وپرونده برپشت تریبون حاضرگردیده ازقاضی وهیات قضاوت تشکری را به عمل آوردکه گویی اینان حکم بربرائت وی صادرنمودندوازسوی دیگر،وی راچون فراستی خدادادی شامل بودونیک می دانست که اگرآخرین تیرترکش رارها نکند عقوبتی سنگین درانتظارش است وقت راغنیمت دانست ودفاعی راآغازیدن نمودبدین شرح:
جناب قاضی هیت منصفه حاضران گرام نیک میدانید که بیکاری بیداد میکند اشتغال زایی نیز در این دیار نکوهیده وپسندیده است حقیر نیز بیکاربودم وجویای نام دفاعی ندارم که از خودم بکنم تنها شما را به وجدانتان دعوت میکنم بزرگواران وعالیجنابان من با کارم اقدامات زیر را با خود صورت دادم که فهرست وار نام میبرم
1بزرگواران و جناب قاضی چند ماهی است که سرگرم رسیدگی به پرونده ی من هستید
-2دوستان اگاهی وپلیس رامن به کار واداشتم
-3برادران خبرنگار وصداسیما برای چه به اینجا امده اند برای من روزنامه ها رااز من پر میکنید
-4بازیر میزی های خودم چند نفر را به نون و نوا رساندم
-5 اگر بازداشت نمیشدم این سربازان جوان چگونه خود را بروز دهند
-6عریضه نویس ها کنار دادگستری راچه کسی رونقی دوباره بخشید
7-ایا میدانید چند وکیل را مشغول کردم
-8چند پزشک مشغول رسیدگی به بیمارانی شدندکه من انها راشوکه وبدبخت کردم
-9 من بااین پول ها در چند بانک سرمایه گذاری کردم ایا میدانید این پول ها چه مقدار شغل ایجاد کرد
-10مامورین مالیاتی راچه بگویم که چندروز سرگرم رسیدگی به پرونده های من بودند
-11اگر من پول نداشتم تا شغل ایجاد کنم و کارگر استخدام کنم چگونه با اداره ی بیمه همکاری می کردم تا پولی هم به جیب انها بریزم .بیش از این مصدع اوقات شما نمیگردم ودفاعیات خودم را به همین چند مصداق بسنده میکنم وشما را دعوت به وجدانتان میکنم در خاتمه ازبرادر عزیزم شهرام جزایری که راه و رسم استفاده از فرصت ها را به من اموخت کمال امتنان را دارم هرچند که وی مورد قهر قرار گرفته الان با اب خنک خوردن روزگار میگذراند.
+
نوشته شده در یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 22:44  توسط مهدی داداشی-مائده باقری
|
توجه!توجه!
درپی اقدام بخردانه ی جناب آقای وینگادامربی قهارتیم پرسپولیس ومدیران محترم این باشگاه که به منظورافزایش بهره وری بازیکنان تیم وهمچنین تحریک وارعاب آنان طرح کاهش مبلغ قرار دادی بازیکنان راارائه دادنداینجانب نیز به خودباوری رسیدم وبرخودواجب دیدم پیشنهادات زیرراارائه کنم به امید اینکه متصدیان امربه حرف این دایی غمخوارخودگوش فرادهند:
1)اگردولت روسیه تا10خرداد88نیروگاه اتمی بوشهرراافتتاح نکنند وکلیدنیروگاه رابه مقامات ایرانی تحویل ندهند،ایران نیز 10%ازمبلغ قراردادراکم کندوبه مدت 10سال ازانعقاد10قراردادمهم باآن کشوراجتناب کند.
2)اگرکشورهای چین،آلمان وفرانسه درشورای امنیت ازبرنامه ی هسته ای ایران حمایت نکنند،به مدت 10سال ازانعقادقراردادهای تجاری باایران محروم شوندوقراردادهای منعقده بین آنان ودولت فخیمه ی ایران از10سال قبل تا کنون لغوگردد.
3)اگرناطق نوری نتواندباشیوه ای درست ودیپلماتیک کدورت ایجادشده میان ایران وبحرین راکه درنتیجه ی سخنان وی نسبت به بحرین ایجادشده برطرف نمایدبه مدت 10سال ازتمام مشاغل دولتی وغیردولتی محروم گردد.
4)اگرجناب آقای مهدی کروبی نتواندتاقبل ازانتخابات ریاست جمهوری سال 88دربرنامه ی خواب خودتغییراتی ایجادکندبایددرهر10روزتنها10ساعت بخوابد.
5)اگرعلی دایی نتواندبامربیگری خودایران رابه جام جهانی ببردبایدبه مدت 10سال به طوررایگان لباس تیم ملی راتامین کند.
6)اگرجاده ی تهران-شمال تا10ماه دیگرافتتاح نشودوزیرراه بایدبه مدت 10سال ازدریافت حقوق ومزایای خودمحروم شود.
7)اگرعادل فردوسی پوردربرنامه ی نودازجسارت خودنسبت به مسئولین محترم تربیت بدنی رسما عذرخواهی نکندبه مدت 10سال ممنوع التصویرشودوبرنامه ی نودبه مدت 10ماه پخش نشود.
8)اگرقاضی پرونده ی شهلاجاهد(درموردقتل همسرناصرمحمدخانی)نتواندتا10جلسه ی دیگرپرونده رامختومه نمایدممنوع القضاوت گردد.
9)اگرعلی کردان نتواندتا10ماه دیگریک مدرک تحصیلی درست وواقعی ارائه دهدبایددرازاءهرروزخدمت دولتی 10روزازحقوق ومزایای ماخوذه اش به بیت المال مستردگردد.
10)اگردکترالهام نتواند10مسئولیت دیگرجهت خدمت رسانی به مردم برای خودجورکنداز10شغل(ببخشیدسمت)اجرایی فعلی خودمستعفی گردد.
متعاقبادرآتیه باکنکاش بیشترسفارشهای لازمه به عنوان عیدی سال نوارائه می گردد. باآرزوی توفیق .دایی مهدی.
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 19:31  توسط مهدی داداشی-مائده باقری
|
آن چیزبه کارناید روزیت به کارآید
دربرنامه ی تازه های چندروزقبل از سرکارخانم نامداری شنیدم که گفت:مردم هندبه خاطروضع بداقتصادی وعدم توانایی مالی درخریدموادغذایی مناسب به خوردن موش روی آورده اندوهمین امرمنوبراون داشت نکته ای راکه مدتهاست همچون خاری توچشم منه دراین مقال ذکرکنم به این امیداینکه به گوش مسئولین محترم برسه والنهایه سودش به جیب همه مابره.بد نیست به این جمله ی پنداموزهم اشاره کنم که میگه :من آنچه شرط بلاغ است به تومی گویم توخواه ازسخنم پندگیر خواه ملال(قابل توجه دست اندرکاران محترم).درزیراب یکی ازشهرهای کوچک وزیبای شمال ایران دراستان مازندران زندگی می کنم.به لطف الهی ،رودخانه ای دقیقا ازمرکزشهرعبورمی کنه که باعث زیبایی دوچندان شهر شده (البته این زیبایی درگذشته خیلی بیشتربود)متاسفانه درنتیجه ی اهمال همشهریان محترم وریختن زباله دراطراف رودخانه ،باکمال تاسف یاخوشبختانه جمعیت موجودشریفی به نام موش که به لطف زباله ها وپس مانده های غذا دران حسابی هم چاق وچله شده اندرشدمضاعف وفزاینده ای یافته است،علاقه مندان به محیط زیست وبهداشت عمومی و..بارها طرح داده بودند که بامرگ موش یاداروهای مخصوص یاسوزاندن ،انها راازبین ببریم،باتوجه به موقعیت ایجادشده درهندازمسئولین محترم درخواست دارم ازهولوکاست این موجودات محترم خودداری نمایندوازاین موهبت الهی استفاده ی بهینه رانمایندوباجمع آوری وصادرات این بزرگواران به دیارهندوستان اولا صادرات غیرنفتی راافزایش دهندثانیااشتغالزایی نمایندثالثا ضمن پاکسازی چهره شهررازیبا نمایندرابعادرامرتغذیه به مردم دردمندهندنیزمساعدت نمایند..امیدوارم این پیشنهادموردتوجه عالیجنابان ذیسمت قراربگیرد.
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 0:49  توسط مهدی داداشی-مائده باقری
|
شايد باورتان نشود، خزعبلات، موقعی از ذهن حقير تراوش کرد که به علت امتحان وکالت دچار استرس گرديده و بیخوابی به سرم زد. خود واقفيد که در هنگام بیخوابی آن هم زمانی که خرو پف بغل دستی تان که دست بر قضا شوهر خواهرتان نیز باشد و از ترس خواهرتان هم نتوانيد او را تکانی بدهيد تا آن صدای (زبانم لال…) قطع شود، کبوتر خيال کجاها که پرواز نمیکند. ما ديديم دوستان همه به وبلاگنويسی روی آوردند و حقير نيز که از قافله عقب ماندم تکانی به خود داده و وبلاگی آماده کردم (بماند که از ترس همسرم مجبور شدم همه جا اسم او را با خود يدک بکشم و بدبختانه بايد مسووليت بعضی از نوشتههای او را هم به عهده بگيرم.) درست کردن وبلاگ تازه اول درد سر بود. مشکل بعدی به روز کردن آن بود. هر روز بچه ها با اس.ام.اس (نه ببخشيد پيامک) کلی کلاس می-آمدند که ما وبلاگمانو به روز کرديم و تو همون يه مطلبو نوشتی و کم آوردی! به همين خاطر عزمم رو جزم کردم تا تو دهنی محکمی به دوستان يه لاقبای خود که منتظر سوتی گرفتن از من هستند بزنم. هرچند که اولين موضوع همچين بوی قرمه سبزی میداد و يک کم جدی بود. از آنجا که قبلاً پيشبينی کرده بودم نمیتونم توی يه زمينه بنويسم گفتم تنوع انديشه را رعايت کنم و در موضوعات مختلف و با حالت های متفاوت قلم بزنم. بگذريم , چون ظاهرا ًمقدمه چينی بنده تمام شدنی نيست. ميرم سر اصل مطلب. اول از همه چند تا شغل را نام میبرم که اسمشونو زياد شنيديم.
يک: لاستيک فروشی، دو: جلوبندیسازی، سه: پنچر گيری، چهار: پزشکی، پنج: مردهشوری، شيش: قبرکنی و الی ماشا الله (همين جوريه که مثلاً فقط توليد دکمه کت 1500 فرصت شغلی ايجاد میکنه.) بعد همون طور که واقفيد دولتها دو وظيفه عمده حاکميتی و حکومتی دارند. برای اينکه به وظيفه حاکميتی خود نائل بشوند و از بيکاری جلوگيری کنند بايد اشتغالزايی نموده و آن را گسترش دهند، به همين خاطر بايد از اقل فرصتها حداکثر استفاده را ببرند. اين يک سوی قضيه؛ طرف ديگر قضيه که تاکيد من بر آن است، چاله چوله های شهر است که اينقدر زياد است که ما آسفالت را نمیبينيم. حالا شما فرض کنيد که يک راننده در حالتی معمولی در روزی بارانی، در حال عبور از خيابان است. بارانیکه در چاله چولهها جمع شده موجب میشود بيچاره بیخبر يهو می افتد توی يکی از همين چالهها. پدر لاستيک و جلوبندی در آمدن همانا، از پاشش آب به لباس يک انسان با پرستيژ اتو کشيده که عادت دارد لباسش را حتماً توی اتوشويی اتو کند همان. حالا بدون اين که وقت خودم و شما را بگيرم با استفاده از مقدمه بالا بگوييد چه میشود. بعد از پنج بار رفتن از اين چاله ها عقل سليم حکم میکند که ماشين سری به تعميرگاه بزند. در اين حالت در بدترين شرايط برای لاستيکفروش، ابزاريراقی و آپاراتی ايجاد اشتغال میکند. اگر پيرمردی بدبخت وفلک زده دست بر قضا بیفتد در يکی از اين چالهها چی میشه؟! دک و پوزش پیاده میشه. پزشکان هم که هر روز از دانشگاه فارغ التحصيل میشوند و سوگند بقراط میخورند. اين جوری پيرمرد فلک زده و پزشک عزيز که معمولاً به علت کثرت همکاران در مطب خود با هم ارتباط برقرار میکنند. (به قول اينترنتی ها با هم Connect میشن.) حالا يه حالت ديگه طرف آسيب ديده خيلی گير باشه و شکايت کنهف به خاطر اين که پولی هم به جيب بزنه از يه وکيل استفاده کنه. همين چند تا مثال کفايت میکنه تا بفهميم که بهتره دهنمونو ببنديم و کمتر از مسوولين محترم و دلسوز درخواست کنيم که فکری برای پر کردن چالهچوله ها کنن چرا که ما مو میبينيم و اون بزرگواران پيچش مو . . .
نتيجه گيری اخلاقی:
مسوولين محترم بذل دقت فرمايند هر جا از اين فرصتها جهت اشتغالزايی وجود داشت، شرايط را به گونهای فراهم آورند که بهتر بتوان از آن استفاده کرد، مثلاً موقعيت طوری باشد که چند پزشک با هم جهت درمان بيمار همکاری کنند يا چند تعميرکار يا چند ماشين يدککش و غيره با هم اقدام کنند. ( البته شايان ذکر است اگر اين رويه بيشتر مورد استفاده قرار گيرد ما در کار گروهی، به قول يک انديشمند که از دوستان نيز است Team Work دست ژاپنی ها را از پشت ببنديم.
در خاتمه از شوهر خواهر عزيزم که با خر و پفش باعث ارتعاش تارهای شنوايی بنده شد و کانون وکلا که باعث بیخوابی بنده گرديد، کمال امتنان و قدردانی را دارم.
+
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 23:58  توسط مهدی داداشی-مائده باقری
|
بهارآمدوشمشادهاجوان شده اند پرندگان مهاجرترانه خوان شده اند
هواکم کم داره گرم میشه ودرختادارن شکوفه می کنن.ناخودآگاهاین روزهاشادی ونشاطی درمن ایجادشده که ازاثرات بیداری طبیعته.هرسال این موقع هااینجوری میشم.این نشونه ی اینه که بهارداره میاد.بهار،اولین چیزی که ازش به ذهنم میادتعطیلات وعیدنوروزه.شایدیکی ازدلایل این امرآرامشی باشه که ازمدرسه نرفتن به من دست می دادوهمین امرباعث ارتباط دادن بهار،عیدنوروزوتعطیلی برای من شد.(البته بماندکه این مدرسه گریزی به دانشگاه هم سرایت کرد.دردوران مدرسه از ترس معلماتا27اسفندکلاس می رفتیم ودقیقاروز14فروردین سرکلاس حاضرمی شدیمولی تودانشگاه جدای ازاینکه ترم بهاره تق ولق بوداز15اسفندکلاساراتعطیل می کردیم وعملاتااول اردیبهشت کلاسارسمیت نداشت)درعیدنوروزهم مسافرت ودیدوبازدیدجزءجدایی ناپذیره.الان که بزرگترشدم ویه کمی چشم وگوشم بازتر شدفهمیدم مسافرت ونورسم درایجاددرآمدواشتغالزایی سهم موثروشایانی داره.ازاونجایی که محیط زندگی من یعنی سوادکوه وشهرمحل سکونتم زیراب جای خیلی دیدنییه ،بهتردیدم دروبلاگم اونو معرفی کنم تاشایدباعث بشه دوستان وعزیزان خواننده برای عیدیه سری به شهرمابزننوچندروزی رادراینجاخوش بگذرونن.(البته فقط یه مطلب می مونه واونم اینه که هرچی ظاهروباطن شهرمه میگم وکم وزیادنمی کنم)زیراب یکی ازچهارشهرشهرستان سوادکوهه .سه شهردیگه یکی پلسفیده یکی آلاشت ویکی هم شیرگاهه.ممکنه دراخبارومطبوعات بیشتراسم پلسفیدراشنیده باشیدعلتش هم اینه که ازلحاظ تقسیمات اداری پلسفیدمرکزشهرستانه ولی عملاهم ازلحاظ جغرافیایی هم ازلحاظ جمعیتی زیراب مرکزیت داره.(به اختلافات واحساسات ناسیونالیستی مردم زیراب وپلسفیدبرسرمرکزیت شهرستان اشاره نکنم برای خودم بهتره)ازفیروزکوه به سمت ساری که حرکت کنیداولین شهرستان سوادکوهه که ازگدوک شروع میشه .جدای از آب وهوای خوب منطقه دردرجه ی دوم راه آهن این منطقه خودنمایی میکنه که یکی ازشاهکارهای خطوط ریلی دردنیاست(البته به اذعان اکثرمهندسین مربوطه.درتخصص من نیست ولی ظاهرامرحاکی ازآن است که غیرازاین نمی تونه باشه)سه خط طلای راه آهن فوق العاده است ولی محشرترازاون پل ورسکه که به دوستانی که رانندگی می کنن توصیه می کنم برای تماشای اون بهتره بزنن کنارونگاش کنن چون اگه هم رانندگی کنن هم به پل نگاه کنن خطرسازمیشه.بعدازاینکه ورسک ودوآب راردکردین دیدن غاراسپهبدخورشیدراسفارش می کنم .برای چنددقیقه توقف هیچ ضرری نمی کنین.بماندکه روستای اوریم سنگراوریم وسرخ آبادهم جاهای دیدنی هستند.بعدازپادگان دوآب دیگه چیزخاصی وجودنداره جزپلسفید.که اگه علاقه مند هستید داخل شهرپلسفیدراهم دیدی بزنید مجبورید راهتونو یه کم کج کنید .بعدازپلسفید پلیس راه قرارداره.سمت چپتون مسیرمعادن ذغالسنگ البرزمرکزی قرارداره که تاچندسال قبل سفره ای بودکه کارگران زیادی درآن کارمی کردن ومنبع درآمدعظیمی برای منطقه بودکه متاسفانه الان عملا متوقف شده(زمزمه هایی است مبنی براینکهکارخانه کک سازی قراره راه بیفته)ساختمان های اداری شرکت ذغالسنگ هم الان باتغییراتی تبدیل به دانشگاه آزادسوادکوه شده.ازجاده ی جنب دانشگاه به سمت آلاشت میشه رفت.بعدازپلیس راه عملا زیراب شروع میشه.جادهی قشنگی که درچندنقطه تعریض وتنگ میشه که باید کسانی که اولین بارمیان مواظب باشن سبقت بیجا نگیرن.درادامه اولین نقطه بالازیرابه با امامزاده ابوطالب(توصیه میکنم به هیچ وجه دراین منطقه درگیر نشین .بنده این سعادت راداشتم که موردلطف چندتن ازجوانان بالازیرابی قراربگیرم.البته خودتان صاحب اختیارید)بعدازاون پمپ بنزینه که خیلی مواظب باشید تصادف نکنید.سمت راست جاده مدت...ساله که قراره تعریض بشه وعملیات احداث جاده داره انجام میشه.مواظب باشدزیادبه سمت راست نگیرین چون احتمال داره چندبارپشتک بزنین .البته احتمال داره.خوشبختانه هرچی که به مرکزشهرنزدیکتربشین وضعیت جاده بهترمیشه.اخیراهم تعریض شده وکارگرادارن وسطجاده رابلوارکشی می کنن .خوشبختانه کنارجاده هم هیچ آشغالی ریخته نیست ،اون مقداری هم که ریخته شده،تقصیرمسئولین نیست مردم مقصرن(باورکنیداین یه جمله راجدی گفتم.مردم همکاری نمی کنن)این منطقه تااول میدون درسمت راست معروف به خواجکلاهه باجوانانی غیوروروحیات مخصوص وحس ناسیونالیستی بالا که خودشونو غیرتمندان بلامنازع زیراب میدونن.هرچقدربه سمت میدون که نزدیکتربشیدرنگ وبوی شهری بیشتراحساس میشه.سمت چپتون رودخانه ی تالار بامنظره ی زیباودل انگیزکه همه رامحوتماشای خودش میکنه .البته ازهمه ی دوستان وعزیزانی که به زیراب سفرمی کنن درخواست می کنم عینک خوش بینی به چشمشون بزنن تازیبایی هارابهترببینن .باتوجه به علاقه مندی مردم به حیوان شریف موش وهمراهی مسئولین شهری دراحترام به علاقه ی مردم ،موجبات رفاه این جانوران شریف دراطراف رودخانه باریختن زباله فراهم شده وازسوی دیگر ریختن زباله دررودخانه وآن هم درمرکزشهرکه سمبل شهراستهدفی دیگرداردوآن اینکه این زباله هاروزی ادوات سودمندی بودندوالان نبایدبه آنها بی توجهی کردوحداقل بانگاه، قدردان ارزشمندی سابق آنهابود.دورمیدون شما4مسیردرپیش دارید.یک قسمت به سمت قائمشهر،سمت راست به سمت مسجدجامع وروستاهای اطراف که مهمترین آنها لاجیم بابرج معروف لاجیم است.این مسیرکه به لاجیم ختم می شودازلحاظ محیط طبیعی واقعا فوق العاده وزیباست فقط به خاطراینکه جلوبندی ماشین ها ووسایل نقلیه ی شماموردامتحان قراربگیردچنددست اندازوچاله چوله وجودداردکه برای حظ بردن اززیبایی هخایی طبیعی تحمل این تست می ارزد.سمت چپ میدان به سمت ایستگاه راه آهن وامامزاده عبدالحق می رودمسیری که تا30سال قبل مرکز شهری زیراب بود.جلال آل احمد هم درکتاب ازرنجی که می بریم به زیراب ومعدن زیراب اشاره داشته تحت عناوینی نظیردره ی مه گرفته ی زیراب.این قسمت زیراب هم فوق العاده تمیزوزیباست فقط خواهشابه حاشیه ی رودخانه نگاه نکنیدواگراحیانا یه وقتی چشمتان افتاد همان عینک راکه قبلا اشاره کردم به چشمتان بزنید(البته عینک خوش بینی رابهتراست همیشه ودرهمه جهبه چشم بزنید)اگربه فکراین هستیدکه شب بمانید،ازلحاظ امنیتی بایدبگویم زیراب شهرامنی است (جدی می گم)لکن ازهتل ومتل خبری نیست .(چون دیگه ازاون صداقت سابق خبری نیست تا مردم مهمون های غریبه رابه خونشون دعوت کنن)پس لاجرم بایدیابه زائرسرای عبدالحق تشریف ببرین یااینکه همراه خودتون چادرمسافرتی داشته باشین.خیابان های زیراب اسفالته ولی سعی کنین قبل از اومدن ازاستحکام وسلامت جلوبندی وسیله ی نقلیه ی خودمطمئن باشید.فضای طبیعی وهوافوق العاده است که واقعا هیچ ایرادی براون واردنیست اطراف رودخانه ی زیراب تمیزه فقط لازمه سفارشه بالا رافراموش نکنین (همون عینک وخوش بینی و..)مردمش هم خوبن وتومعرفت کم نمی ذارن ومهمون دوستن به خصوص روستاییاشون .درکل یه مسافرت به زیراب ودیدن محیط طبیعی اون ویک یادوشب موندن درشهرارزش داره .فقط اینو بگم اگه یه وقت درحین عبورازجاده یه گاویایه گله گوسفنددارن دارن ردمی شن به احترام این موجودات ،حرکت خودتونومتوقف کنین .درضمن زیراب یه پارک معلم داره که بادکه نوری معروفه.دوسالی میشه که کبابی کنارجاده راه افتاده هرچندبهداشتی نیست ولی ارزش یه بارزیرپاگذاشتن قوانین بهداشتی راداره.اگه یه وقتی لقمه کباب وجیگرزیرزبونتون بودومتوجه شدید یه چیزبه پاتون خوردوفرارکرداصلانترسیدچون حیوان شریف موش می خوادبااین کارش به شماخیرمقدم عرض کنه وتوصیه ی اکیدمن اینه که هرجابامشکل روبروشدیدبرسوادکوهی بودن مردم این منطقه تاکیدکنین .این امرشایددرلحظات بحرانی کلیدنجاتی برای شماباشد.دراین نوشته کلیاتی از شهرم وخصوصیات محیطیش گفتم .به عنوان یه زیرابی دعوت می کنم درمسیرسفرتان به شمال حتما درزیراب توقف کنید.پیشاپیش عیدتان مبارک.
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 23:34  توسط مهدی داداشی-مائده باقری
|
به دوستاني كه به موسيقي سنتي علاقه مندندتوصيه مي كنم حتما اين نواركاست راتهيه كنند.
نبسته ام به کس دل، نبســـــته کس به من دل
چو تخــــته پــاره بـــر موج رهـــا رهـــا، رهـــا من
* * *
ز مــــن هر آنکــه او دور، چـو دل به سينه نزديک
به مـــن هر آنکـه نزديک، ازو جــــــدا، جــــدا من
* * *
نه چشــــم دل به ســـــويي، نه باده در سبويي
که تــــر کـــــنم گـلـــــــويي، به ياد آشنــــــا من
* * *
ســــــتاره هــــا نهـــــــفتم در آسمـــــان ابــــري
دلــــــم گرفته اي دوست، هـــــواي گريــه با من
* * *
نبسته ام به کس دل، نبســـــته کس به من دل
چو تخــــته پــاره بـــر موج رهـــا رهــــا، رهـــا من
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 12:11  توسط مهدی داداشی-مائده باقری
|